کتاب مجموعه سه گانهی مه جلد 3 تماشاگر در سایه افق
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
معرفی محصول
مرد مرموزی که کارش ساختن اسباببازی است و بین موجوداتی جادویی در عمارتی قدیمی زندگی میکند... سایهی ترسناکی که پشت پرده به تماشا ایستاده و رازی هولناک با خود دارد... موجود سیاهی که در اعماق جنگل پنهان شده و تا اینجا جان یک نفر را هم گرفته است... اینها عناصر داستانی اسرارآمیزند که اسماعیل را به ایرن چهارده ساله وصل می کنند، آن هم وقتی که مادر ایرن پیشخدمت اسباببازیساز میشود.
تماشاگر در سایه سومین جلد از سهگانهی مه مجموعهای است رازآمیز از رماننویس اسپانیایی، کارلوس روییز زفون. این کتاب با ترجمه آرزو احمی و چاپ انتشارات افق، منتشر شدهاست. تماشاگر در سایه روایتگر داستانی فانتزی، جادویی، اسرار آمیز و پرتعلیق و خواندنی، دربارهی ایرن و خانواده اش است.
این سه داستان پر تعلیق که از ادبیات فانتزی و گوتیک و مانگا تاثیر گرفتهاند، شروع خوبی برای ورود خوانندگان نوجوان به جهان کتابخوانیاند. خوانندگان بزرگسال هم میتوانند با خواندن آنها جادوی اولین کتابهای تاثیرگذار زندگیشان را از نو تجربه کنند. انتشار این سهگانه گامی برای آشنا کردن مخاطبان با ادبیات فانتزی اسپانیاست.
تماشاگر در سایه هنگامی که ایرنِ چهاردهساله با خانوادهاش به کِیپ هاوس در ساحل نورماندی نقل مکان میکند، در جا زیبایی آن منطقه، صخرههای عظیمش، کرانهها و باراندازها و آسمانِ وسیعش، دل او را میرباید.
همینجاست که ایرن با پسری محلی به نام اسماعیل آشنا میشود. این دو خیلی زود با هم نزدیک میشوند و پیوندی عاشقانه میانشان شکل میگیرد. اما ماجرایی هولناک دربارهی اسباببازیسازی گوشهگیر وجود دارد که همهچیز را به هم میزند.
اما مسئلهی اصلی این است که مادرِ ایرن، خدمتکار همین آقای اسباببازیساز است که خانهاش نفس هر انسانی را در سینه حبس میکند. هنگامی که نورهایی عجیبوغریب از میانِ مه اطراف جزیرهای کوچک و متروکه به سمت ساحل میتابند، برادر کوچکتر ایرن در خواب میبیند موجودی سیاهرنگ در اعماق جنگل پنهان شده.
دخترکی کشته میشود و وقتی جسدش پیدا میشود، ایرن و اسماعیل میفهمند که نیرویی اهریمنی آسایش ساحلِ آرامشان را تهدید میکند. داستانش هوشمندانه تصویر میشود و تقریباً قابل پیشبینی نیست. زبانِ قصه مثل چسبی است که تکههای ماجرا و شخصیتها را کنار هم نگه میدارد و اتمسفریِ هراسانگیز و در عین حال، زیبا خلق میکند. خوشبختانه نویسنده در این کتاب، برای شخصیتهایش وقت گذاشته و هر کدام را خوب از آب و گل درمیآورد.
این کتاب که نخستین بار در سال 1995 و به زبان اسپانیایی منتشر شد، حال و هوایی گوتیک دارد و اتفاقاً بیشتر المانهای ادبیات گوتیک هم در آن وجود دارد: قصرهای غریب، غارهایی تو در تو، یک رومانس معصوم، شخصیتهایی چند بعدی، مراسم رقص و مهمانهایی که نقاب به صورتشان زدهاند، سایهای که بچهها را تعقیب میکند و راز یک قتل. تماشاگر در سایه در فهرست پرفروشهای آمازون قرار دارد و مهارت نویسنده در ژانر وحشت در این کتاب به بار نشسته.
کارلوس روییز زفون در این اثر، زیاد وقت تلف نمیکند و خیلی زود با ماجرایی روبهرو میشویم که مثل شب سیاه است و هیچ معلوم نیست از کجا شروع شده و پایانش چه خواهد بود. تعلیق قصه خیلی درست و حسابی از کار درآمده و همین، بر خوشخوان بودن اثر افزوده.
تقریباً در پایان هر فصل از کتاب، یک غافلگیری هولناک در انتظار خواننده است که همه در نهایت به هم مرتبطاند و مثل یک زنجیره واکنش، خط اصلی روایت را دنبال میکنند.













دیدگاهها