کتاب مجموعه چهارگانه ی فونکه جلد 3 سیاه مرگ افق
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
معرفی محصول
اگر تنها با یک جمله میتوانستی مرگ را از کسی بگیری یا باعث مرگ کسی شوی، چه مینوشتی؟
کورنلیا فونکه در سال 2007 میلادی با نوشتن رمان سیاهمرگ از دنیایی پرده برداشت که در آنجا هر کلمه میتواند مرگی را رقم بزند یا زندگی ببخشد. این کتاب جلد سوم از چهارگانهی فونکه است که بعد از سیاهقلب و سیاهخون منتشر شد؛ حماسهای تاریک که قلب نوجوانان و بزرگسالان علاقهمند به ژانر فانتزی را تسخیر کرد.
داستان سیاهمرگ چند هفته پس از رویدادهای پایانی جلد دوم آغاز میشود؛ جایی که فرید و مگی در تلاشاند تا گردانگشت را دوباره به زندگی برگردانند. بنابراین دنیایی با تاریخچه، شخصیتهای متنوع و ریشههای عمیق دارد و خواندن آن برای خوانندگانی که از ابتدا با مگی و پدرش همراه بودهاند، بسیار لذتبخش است.
نویسندهای که در داستان خود گم شد
خانوادهی مگی در انتظار به دنیا آمدن کودکی در مزرعهای متروکه باهم زندگی میکنند. فرید برای اورفئوس کار میکند و فنوگلیو هم نوشتن را کنار گذاشته و زوال عقل گرفته است.
فنوگلیو شاعر و قصهگو، نویسندهی سیاهقلب، است، کتابی که داستان چهارگانهی فونکه بر محور آن دور میزند. او خالق دنیای جوهر است؛ دنیایی که داستان درون آن اتفاق میافتد و باستا، گردانگشت و کاپریکورن از اهالی آناند.
کورنلیا فونکه استاد بینظیر فضاسازی و تصویرسازی است. برای همین خوانندگان بهراحتی میتوانند صحنههای مختلف داستان، قلعهها، جنگها و جزئیات دنیای جوهر را تصور کنند و خودشان را همراه قهرمانها و ضدقهرمانهای داستان ببینند و کنار گذاشتن کتاب برایشان دشوار باشد.
قدرت، سرنوشت، فداکاری و مرگ درونمایههای اصلی رمان سیاهمرگاند؛ عناصری که باعث میشوند روایت ماجراجویانهی کورنلیا فونکه چراغ پرسشهای فلسفی را در ذهن روشن کند. آیا ما میتوانیم سرنوشت خود را بنویسیم؟ آیا ما داستانها را میسازیم یا داستانها ما را میسازند؟ آیا انسان خالق روایت خویش است، یا صرفاً شخصیتی است در متنی که از پیش نوشته شده؟ آیا فداکاری میتواند تقدیر را دگرگون کند؟ و اگر مرگ پایان داستان نیست، پس از آن کدام روایت آغاز میشود؟
زنی که نوشتن را به زیستن بدل کرد
پیوند چهارگانهی فونکه با عشق به کتاب یکی از شگفتانگیزترین جلوههای این داستان است؛ داستانی که نهتنها دربارهی کلمات است، بلکه با کلمات ساخته میشود و از داستان بودنِ خودش خبر دارد. فونکه با مهارتی بیمثال مرز میان خیال و واقعیت را در این رمان از میان برداشته و نوشتن را به گونهای از زیستن بدل کرده است؛ زیستنی میان جوهر و جان، میان کلمه و سرنوشت.
برای همین هر کسی که عاشق کتاب است، هرگز خوشیِ خواندن این اثر درخشان از کورنلیا فونکه را فراموش نمیکند و وقتی به سطر آخر کتاب سیاهمرگ میرسد، انگار که سفری را به پایان رسانده باشد، غرق در شعف و لذت خواهد بود. هرچند نویسنده پس از 15 سال در رمان رنگ انتقام دوباره به سراغ شخصیتهای ماندگار سیاهقلب میرود و داستانی تازه دربارهی رنج، انتقام و عدالتخواهی روایت میکند. نشر افق این داستان را که جلد چهارم از مجموعهی فونکه است، با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت) و ترجمهی کتایون سلطانی منتشر کرده است.













دیدگاهها